این زندگیِ تلخِ سیاه دو راه بیشتر جلوی پام نذاشته بود اولی موندن و تحمل دردی که مثل خوره وجودم رو ذره ذره می خورد دومی هم تن دادن به ابتذالِ فراموشی و بی خیالی... طبیعتا راه دوم رو انتخاب کردم ... پیش خودم فکر کردم حتما هر کس دیگه ای هم بود همین کار رو می کرد ... ولی بازم مثلِ اکثر اوقات جاهل بودم و عقلم نمی رسید که درد به خودی خود از بین نمیره ... مُسَکنِ فراموشی هم دیر یا زود اثر خودش رو از دست
برچسب:
نویسنده: آرتین حبیبی
تاريخ: دوشنبه
13 شهريور
1396 ساعت: 4:18